سيد محمد باقر برقعى

2926

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

و شعار « به عدل سوگند صلح پيروز است » از آن او بود كه شهرت يافت و به همين منظور دو سفر به كنگرهء جهانى صلح دعوت شد و به پاريس و وين رفت و به عنوان يك پيشواى روحانى مسلمان نداى صلح را سرداد و سخنرانى كرد و پس از مراجعت از سفر اروپا هيئت حاكمه به دستور امريكا او را از قم به شيراز و بعد به يزد تبعيد كرد و مدت چهارده سال اين تبعيد طول كشيد و سرانجام در سيزدهم مرداد ماه 1366 شمسى چشم از جهان فروبست . علامه برقعى در ادب اطلاعات وسيعى داشت ، بخصوص دربارهء زبان فارسى . و شنيدم كه مىگفت زبان فارسى اسپرانتوى زبانهاست ، اما هنوز نظم درست آن را نجسته ، دستورها و فرهنگهاى پراكنده پيرامون آن پرداخته‌اند . ولى در شعر با آنكه از آغاز جوانى به آن دلبند و به حفظ آن اهتمام داشت تا بيست‌سالگى به نظم شعر نپرداخت و ازآن‌پس كه به نظم شعر پرداخت اهتمامى به ضبط آن نداشت . ناظم الملك ضيايى كه مردى اديب و هم شاعر بود و ترجمتش در همين كتاب مذكور است در يكى از روزها كه به ديدنش آمد ، دفترى با خود آورد و درخواست كرد كه سراييده‌هاى خود را در اين دفتر ثبت كنيد و ازاين‌پس به ضبط آنها اهتمام ورزيد . با اين وصف قسمتى از اشعارش از ميان رفت و اين مقدار كه مانده نزديك به دو هزار بيت و گردآوريدهء نگارنده است كه در سال 1351 طبع و نشر گرديد . از آثار و تأليفات چاپ‌شدهء اوست : راهنماى دانشوران ( در سه مجلد ) ، كانون احساسات ، مهر تابان ، جلوهء حق ، بامداد روشن ، كاخ دلاويز ( تاريخ شريف رضى ) ، راه نو در جهان‌شناسى ، تذكرهء مبتكران ، شيعه يا پديدآورندگان فنون اسلام ، راهنماى قم ( تاريخ قم ) ، درج گهر ، چرا از مرگ بترسم ، راهنماى دينداران . اينك نمونه‌هايى چند از شعر او : چكامه اى پاى خرد به راه پويا باش * اى دست هنر به كار كوشا باش اى طاير عقل كز تو شد پيدا * اسرار نهفته سدره‌پيما باش اى جلوهء علم كز تو حيرت زاد * پيوسته به دهر حيرت‌افزا باش اى طلعت داد كز تو دلها شاد * در حكم شهان هماره پيدا باش